بررسی گوشی Xiaomi 17 Ultra


شیائومی 17 اولترا از اون گوشی‌هاییه که با دیدن دوربین بزرگ پشتش، خیلی زود متوجه می‌شید برای چه کاری ساخته شده. این پرچمدار نسبت به 15 اولترا، هم توی دوربین تغییرات مهمی داشته و هم توی باتری قدم رو به جلو برداشته؛ اما توی بازار ایران، فقط خوب بودن گوشی برای انتخابش کافی نیست. با محدوده قیمتی حدود ۵۰۰ تا ۶۰۰ میلیون تومن، باید ببینیم این امکانات خاص چقدر به کارتون میان و موقع فروش دوباره با چه شرایطی روبه‌رو می‌شید. گوشی Xiaomi 17 Ultra برای کسی که عاشق عکاسی با موبایله، حرف‌های زیادی برای گفتن داره. نسخه Leica Edition هم با حلقه چرخان دوربین و لوازم جانبی متفاوت، این تجربه رو جذاب‌تر می‌کنه. ولی آیا همین ویژگی‌ها کافیه که به‌جای پرچمدار سامسونگ یا آیفون، سراغ این گوشی کم‌مشتری‌تر بریم؟ با بررسی گوشی Xiaomi 17 Ultra همراه موبونیوز باشید.

طراحی شیائومی 17 اولترا؛ دوربین خیلی بزرگ!

هویت طراحی سری اولترای شیائومی همچنان حفظ شده: یک ماژول دایره‌ای بزرگ پشت گوشی که بخش زیادی از نیمه بالایی بدنه رو می‌گیره. تفاوت مهم این نسل، تخت شدن پنل پشت، فریم و نمایشگره. دیگه خبری از فرم شیب‌دار بعضی نسل‌های قدیمی‌تر نیست و ظاهر گوشی یکدست‌تر شده.

ضخامت بدنه نسخه معمولی، بدون حساب کردن بیرون‌زدگی دوربین، ۸.۲۹ میلی‌متره و وزنش بسته به رنگ حدود ۲۱۹ گرمه. برای یک گوشی با این ابعاد و تجهیزات دوربین، این ضخامت قابل توجهه؛ اما نباید از روی همین عدد انتظار یک گوشی جمع‌وجور رو داشته باشید. عرض نزدیک به ۷۷.۶ میلی‌متر، نمایشگر بزرگ و برجستگی دوربین باعث میشن استفاده با یک دست، مخصوصاً برای دست‌های کوچیک، چندان راحت نباشه.

فریم آلومینیومی کیفیت خوبی داره و لبه‌هاش کمی نرم شدن تا کمتر به دست فشار بیارن. پنل پشتی نسخه معمولی از فایبرگلس ساخته شده. این جنس به کنترل وزن کمک می‌کنه، ولی حس لمسش الزاماً شبیه شیشه ضخیم یا سرامیک نیست. حتی صدای ضربه ناخن به پنل می‌تونه اون حس لوکس اولیه رو کمتر کنه. البته این موضوع بیشتر به حس بدنه مربوطه و به‌تنهایی نشونه کیفیت ساخت پایین نیست.

دکمه‌های گرد افزایش و کاهش صدا، طراحی متفاوتی دارن و یادآور گوشی‌های قدیمی‌تر مثل آیفون ۴ هستن. حس فشردن دکمه‌ها خوبه، ولی اگه به دکمه ولوم یکپارچه عادت کرده باشید، برای کارهایی مثل گرفتن اسکرین‌شات ممکنه کمی زمان لازم داشته باشید. پایین گوشی هم درگاه USB-C، خشاب سیم‌کارت، میکروفون و یکی از اسپیکرها قرار گرفته.

ماژول دوربین هم مزیت داره و هم دردسر. می‌تونید موقع گرفتن گوشی، انگشتتون رو زیرش تکیه بدید؛ اما روی میز بیرون‌زدگی زیادی داره و باید حواستون به تمیز موندن شیشه دوربین باشه. محافظ این قسمت Gorilla Glass 7i و محافظ نمایشگر Xiaomi Shield Glass 3.0 هستن. این محافظ‌ها خیال آدم رو راحت‌تر می‌کنن، ولی برای چنین گوشی گرونی، استفاده از قاب همچنان انتخاب منطقی‌تریه.

مقاومت در برابر آب هم به نسخه بستگی داره. مدل چین با گواهی‌های IP68 و IP69 معرفی شده، در حالی که صفحه مشخصات رسمی گلوبال، IP68 رو ذکر می‌کنه. پس بهتره مشخصات همون ریجن رو مبنا قرار بدید و گواهی یک نسخه رو به همه مدل‌ها تعمیم ندید.

 

نسخه لایکا چه تفاوتی با مدل معمولی داره؟

نسخه Xiaomi 17 Ultra Leica Edition بیشتر از مدل معمولی، حس دوربین‌های کلاسیک رو منتقل می‌کنه. طراحی دو قسمتی پنل پشت، لوگوی قرمز لایکا، نوشته‌های افقی و شیارهای فریم، ظاهرش رو متفاوت کردن. مهم‌ترین تفاوت کاربردی هم حلقه فلزی چرخان دور ماژول دوربینه که در بخش دوربین، مفصل‌تر سراغش می‌ریم.

جعبه نسخه لایکای چین هم مفصل‌تره. کنار گوشی، آداپتور ۱۰۰ وات، کابل USB-C با روکش بافته‌شده، قاب اختصاصی، درپوش فلزی لنز، دستمال میکروفایبر، بند مچی و کارت مخصوص نسخه لایکا قرار می‌گیره. قاب طوری طراحی شده که با استفاده از اون هم حلقه دوربین قابل چرخوندن باشه. درپوش لنز به همین قاب وصل میشه و برای پوشوندن مستقیم ماژول گوشی بدون قاب طراحی نشده.

قاب اختصاصی، آهنربا برای اتصال به بعضی لوازم جانبی مغناطیسی هم داره. این قابلیت به خود قاب مربوطه؛ پس نباید اون رو با وجود آهنربای داخلی در بدنه گوشی اشتباه بگیرید. کیت عکاسی دارای گریپ و باتری اضافه هم یک لوازم جانبی جداست و با همین قاب، بند و درپوش داخل جعبه یکی نیست.

دوربین‌های اصلی و تراشه نسخه لایکا، در مقایسه با نسخه معمولی همون بازار، ارتقای جداگانه‌ای ندارن. پول اضافه بیشتر بابت طراحی، حلقه کنترلی، امکانات اختصاصی لایکا و لوازم جانبی پرداخت میشه. نسخه بین‌المللی این تجربه هم با نام Leica Leitzphone powered by Xiaomi عرضه شده که باید مشخصات و محتویات جعبه خودش رو جدا بررسی کنید.

نمایشگر شیائومی 17 اولترا؛ پنل بزرگ و روان

شیائومی 17 اولترا یک نمایشگر تخت ۶.۹ اینچی HyperRGB OLED داره. رزولوشنش ۲۶۰۸ در ۱۲۰۰ پیکسله و نرخ نوسازیش با فناوری LTPO، از ۱ تا ۱۲۰ هرتز تغییر می‌کنه. عمق رنگ ۱۲ بیتی، پشتیبانی از Dolby Vision و HDR10+ هم باعث میشن روی کاغذ، با یک پنل مجهز طرف باشیم.

نمایشگر این نسل نسبت به 15 اولترا بزرگ‌تر شده، اما رزولوشن عددی پایین‌تری داره. شیائومی برای جبران این تفاوت، روی چینش کامل زیرپیکسل‌های قرمز، سبز و آبی در ساختار HyperRGB تأکید کرده. توی استفاده معمول، نوشته‌ها و تصاویر همچنان شارپن و این کاهش رزولوشن لزوماً چیزی نیست که بلافاصله به چشم بیاد؛ با این حال، نمی‌شه رزولوشنش رو همون QHD نسل قبل حساب کرد.

یکی از نقاط قوت نمایشگر، مدیریت نرخ نوسازیه. هنگام اسکرول یا جابه‌جایی بین برنامه‌ها، حرکت‌ها نرم هستن و موقع نمایش محتوای ثابت، نرخ نوسازی پایین میاد تا باتری کمتر مصرف بشه. هماهنگی نرخ نوسازی با محتوای در حال پخش هم خوب انجام میشه و فقط با چند پله ثابت و محدود طرف نیستیم.

روشنایی تبلیغاتی نمایشگر به ۳۵۰۰ نیت می‌رسه، ولی این عدد رو نباید روشنایی دائمی تمام صفحه زیر آفتاب در نظر بگیرید. روشنایی به نوع محتوا و شرایط نمایش بستگی داره و در محتوای HDR می‌تونه خیلی بیشتر از استفاده معمول باشه. برای استفاده بیرون از خونه، خوانایی مناسبی دارید؛ اما ادعای روشن‌ترین نمایشگر بازار از روی همین عدد، نتیجه‌گیری درستی نیست.

دقت رنگ هم کمی جای بحث داره. برای دیدن رنگ‌های طبیعی‌تر، حالت Original Color Pro ارزش امتحان کردن داره. با این حال، در تست نسخه چین حتی با تنظیمات مناسب، ته‌رنگ آبی در بعضی طیف‌های خاکستری روشن دیده شده. برای فیلم، بازی و استفاده معمول، تصویر جذاب و باکیفیته؛ ولی اگه می‌خواید رنگ عکس‌ها رو با حساسیت خیلی بالا روی خود گوشی قضاوت کنید، بهتره این محدودیت رو در نظر بگیرید.

در بخش کنترل روشنایی هم فناوری DC dimming و در مشخصات نسخه چین، PWM با فرکانس ۲۱۶۰ هرتز مطرح شده. این ویژگی‌ها می‌تونن به تجربه راحت‌تر در روشنایی پایین کمک کنن، اما واکنش چشم همه یکسان نیست. اگه به سوسو زدن پنل‌های OLED حساسید، بهتره نمایشگر رو در نور کم و با روشنایی مورد استفاده خودتون امتحان کنید.

باتری Xiaomi 17 Ultra؛ پیشرفت محسوس

ظرفیت باتری یکی از تفاوت‌های مهم بین نسخه‌های این گوشیه. مدل چین باتری سیلیکون‌کربنی ۶۸۰۰ میلی‌آمپرساعتی داره، در حالی که ظرفیت اعلام‌شده برای نسخه گلوبال، ۶۰۰۰ میلی‌آمپرساعته. نسخه بین‌المللی Leitzphone هم باتری ۶۰۰۰ میلی‌آمپرساعتی داره. بنابراین، نتیجه شارژدهی یک نسخه رو نباید بدون توضیح به نسخه دیگه نسبت بدیم.

در تست سه‌ساعته با استفاده نیمه‌سنگین روی نسخه چین، حدود ۱۹ درصد باتری مصرف شده؛ نتیجه‌ای که نشون میده مدیریت مصرف، نسبت به نسل قبل بهتر شده. فقط ظرفیت بیشتر نیست که کمک می‌کنه؛ هماهنگی نمایشگر، تراشه و نرم‌افزار هم روی شارژدهی تأثیر داره.

برای نسخه گلوبال هم در یک الگوی استفاده روزمره با عکاسی و فیلم‌برداری، حدود ۶ ساعت زمان روشن بودن صفحه در فاصله‌ای بیشتر از یک روز ثبت شده. این عدد به معنی تضمین شارژدهی دو روزه برای همه نیست. اگه مرتب فیلم با رزولوشن بالا بگیرید، بازی سنگین اجرا کنید یا بیشتر روی اینترنت موبایل باشید، طبیعتاً باتری زودتر خالی میشه.

در مجموع، باتری دیگه اون نقطه ضعف پررنگی نیست که برای بعضی تجربه‌های استفاده از 15 اولترا مطرح بود. برای یک روز استفاده معمول تا نسبتاً سنگین، وضعیت امیدوارکننده‌ست و در استفاده سبک‌تر، می‌تونید بیشتر هم روش حساب کنید. برای روزی که بیشترش رو عکاسی می‌کنید، گریپ باتری‌دارِ کیت عکاسی هم می‌تونه کمک‌کننده باشه؛ البته خریدش جداست.

شارژ ۹۰ وات با آداپتور ۱۰۰ وات چطور ممکنه؟

حداکثر توان شارژ سیمی گوشی ۹۰ واته. وجود آداپتور ۱۰۰ وات داخل جعبه بعضی نسخه‌ها، به این معنی نیست که خود گوشی با توان ۱۰۰ وات شارژ میشه. آداپتور توان بالاتری داره، ولی گوشی بر اساس محدودیت‌ها و شرایط خودش از اون استفاده می‌کنه.

زمان شارژ هم به نسخه، دمای محیط، وضعیت باتری و تنظیمات شارژ بستگی داره. در تست نسخه چین، باتری از صفر در نیم ساعت به حدود ۵۳ درصد رسیده و شارژ کامل حدود یک ساعت و ۱۳ دقیقه طول کشیده. این نتیجه رو باید برای همون نمونه و شرایطش در نظر گرفت؛ چون حداکثر توان اعلام‌شده در تمام مدت شارژ ثابت نمی‌مونه و نمی‌شه از یک تست، حکم داد همه دستگاه‌ها همین زمان رو نیاز دارن.

شارژ بی‌سیم ۵۰ وات و شارژ معکوس هم پشتیبانی میشن. خروجی شارژ معکوس سیمی تا ۲۲.۵ وات می‌رسه و برای شارژ کردن بعضی گجت‌ها کاربردیه. سرعت شارژ بی‌سیم نسبت به سقف ۸۰ وات نسل قبل پایین‌تره؛ پس این بخش، برخلاف ظرفیت باتری، ارتقا پیدا نکرده. در نسخه‌های گلوبال هم وجود آداپتور داخل جعبه به بازار عرضه بستگی داره و بهتره قبل از تهیه گوشی، محتویات بسته رو بررسی کنید.

امنیت شیائومی 17 اولترا؛ حسگر اولتراسونیک در جای مناسب

حسگر اثر انگشت زیر نمایشگر از نوع اولتراسونیکه و یکی از قسمت‌های خوب تجربه روزمره گوشی حساب میشه. جای قرارگیریش مناسبه و برای رسیدن به اون لازم نیست انگشتتون رو به پایین‌ترین قسمت صفحه بکشید. ثبت اثر انگشت و باز شدن قفل هم سریع انجام میشن.

تشخیص چهره هم در دسترسه، ولی اگه دنبال روش اصلی و مطمئن باز کردن قفل هستید، حسگر اثر انگشت انتخاب مناسب‌تریه. درباره عملکرد در شرایط خاص مثل انگشت خیس یا خیلی آلوده، نباید صرفاً از روی اسم فناوری انتظار بی‌نقص بودن داشته باشیم؛ کیفیت تجربه در شرایط واقعی استفاده مهم‌تره.

دوربین Xiaomi 17 Ultra؛ نمایش تفاوت!

شیائومی در این نسل، ترکیب چهار دوربین پشت 15 اولترا رو به سه دوربین تغییر داده. دوربین اصلی و اولتراواید همچنان ۵۰ مگاپیکسلی هستن و یک تله‌فوتوی پریسکوپی ۲۰۰ مگاپیکسلی، مسئول زوم شده. تفاوت اصلی اینه که تله‌فوتو می‌تونه فاصله کانونیش رو به‌صورت مکانیکی در یک بازه مشخص تغییر بده.

این مجموعه برای عکاسی با موبایل امکانات جدی داره، ولی سؤال «جای دوربین حرفه‌ای رو می‌گیره؟» جواب یکسانی برای همه نداره. برای سفر، عکاسی خیابونی و تولید محتوا، یک ابزار همیشه‌همراه خیلی توانمنده. برای کسی که به لنزهای قابل تعویض، کنترل‌های کامل یک بدنه دوربین و خروجی متناسب با پروژه حرفه‌ای خودش نیاز داره، همچنان باید نیازها رو جدا بررسی کرد.

دوربین اصلی؛ جزئیات زیاد و عمق میدان طبیعی

دوربین اصلی از سنسور ۵۰ مگاپیکسلی Light Fusion 1050L با اندازه اسمی یک اینچی استفاده می‌کنه. لنز معادل ۲۳ میلی‌متری، دیافراگم f/1.67 و لرزش‌گیر اپتیکال، مجموعه‌ای رو ساختن که در عکاسی روز و شب، ظرفیت بالایی داره.

توی نور روز، جزئیات خیلی خوبی ثبت میشن و بافت‌ها حتی بعد از کراپ هم وضعیت مناسبی دارن. فوکوس سریع و قابل اعتماده و سنسور بزرگ بهتون اجازه میده در فاصله مناسب، بدون روشن کردن حالت پرتره هم پس‌زمینه محو طبیعی داشته باشید. این تفاوت مخصوصاً برای عکس محصول یا سوژه‌های نزدیک، به چشم میاد.

پروفایل Leica Vibrant رنگ‌ها رو کمی غلیظ‌تر و چشم‌گیرتر می‌کنه، ولی در خیلی از صحنه‌ها این پردازش از حالت طبیعی خیلی فاصله نمی‌گیره. اگه ظاهر آرام‌تر و کنتراست متفاوت رو ترجیح می‌دید، Leica Authentic هم در دسترسه. انتخاب بین این دو بیشتر به سلیقه و کاربرد عکساتون بستگی داره.

فناوری LOFIC برای کنترل بهتر قسمت‌های خیلی روشن تصویر به کار گرفته شده. مثلاً وقتی توی یک محیط تاریک، چراغ یا منبع نور قوی داخل کادر دارید، هدف اینه که اون قسمت به یک لکه سفید بدون جزئیات تبدیل نشه. نتیجه در کنترل نورهای شدید خوبه، اما این به معنی روشن شدن کامل همه سایه‌ها نیست. بعضی خروجی‌ها سایه‌های تیره‌تری دارن و ممکنه برای رسیدن به ظاهر دلخواه، کمی ویرایش لازم باشه.

توی شب هم عکس‌ها نوردهی خوب، نویز کنترل‌شده و جزئیات قابل توجهی دارن. گاهی زیر نورهای مصنوعی، ته‌رنگ زرد وارد تصویر میشه؛ با این حال، دوربین اصلی در مجموع یکی از دلایل جدی انتخاب این گوشیه. حالت رزولوشن کامل هم برای صحنه مناسب و نور کافی، دستتون رو برای کراپ بیشتر باز می‌ذاره، ولی برای همه عکس‌ها لازم نیست سراغ فایل‌های بزرگ‌تر برید.

تله‌فوتو ۲۰۰ مگاپیکسلی؛ زوم واقعی در یک بازه محدود

دوربین تله‌فوتو از سنسور Samsung HPE با اندازه ۱/۱.۴ اینچ استفاده می‌کنه و فاصله کانونیش بین ۷۵ تا ۱۰۰ میلی‌متر تغییر می‌کنه. دیافراگم هم در همین بازه، از f/2.39 به f/2.96 می‌رسه. حرکت اجزای لنز باعث میشه داخل این محدوده، تغییر کادر به‌صورت اپتیکال انجام بشه.

این بازه تقریباً معادل زوم ۳.۲ تا ۴.۳ برابری نسبت به دوربین اصلیه. پس با زوم اپتیکال پیوسته از یک تا صد برابر طرف نیستیم. زوم‌های بیشتر، از کراپ سنسور و پردازش استفاده می‌کنن و عبارت تبلیغاتی «کیفیت در حد اپتیکال» هم نباید با زوم اپتیکال واقعی یکی گرفته بشه.

خروجی تله‌فوتو توی نور روز واقعاً پرجزئیاته. وایت‌بالانس دقیق، رنگ‌های جذاب و وضوح بالا باعث میشن برای پرتره، عکس گرفتن از جزئیات معماری و سوژه‌هایی که نمی‌خواید خیلی بهشون نزدیک بشید، انتخاب خیلی خوبی باشه. در زوم‌های بالاتر هم خروجی تا یک حدی قابل استفاده می‌مونه، ولی هرچقدر بیشتر جلو برید، سهم پردازش و بازسازی نرم‌افزاری بیشتر میشه.

در نور کم هم تله‌فوتو عملکرد خوبی داره، اما حذف نویز می‌تونه بافت‌های ریز رو نرم‌تر کنه. مخصوصاً وقتی زوم رو زیاد می‌کنید و منابع نوری داخل کادر هستن، اثر پردازش بیشتر دیده میشه. بنابراین، قدرت بالای زوم روز رو نباید بدون قید به هر صحنه تاریکی تعمیم بدیم.

برای عکاسی نزدیک، حداقل فاصله فوکوس اعلام‌شده این دوربین حدود ۳۰ سانتی‌متره. این یعنی مثل بعضی تله‌فوتوهای ماکروی نسل قبل، نمی‌تونید خیلی به سوژه نزدیک بشید. در عوض، جزئیات بالای سنسور اجازه میده از فاصله بیشتر، کادر بسته‌تری بگیرید یا بعداً عکس رو کراپ کنید.

اولتراواید؛ کاربردی، ولی پایین‌تر از دو دوربین اصلی

دوربین اولتراواید ۵۰ مگاپیکسلی، سنسور Samsung JN5 و لنز معادل ۱۴ میلی‌متری با دیافراگم f/2.2 داره. زاویه دید ۱۱۵ درجه‌ای برای منظره، معماری و جا دادن تعداد بیشتری آدم داخل کادر کاربردیه. این دوربین تغییر سخت‌افزاری بزرگی نسبت به نسل قبل نداره.

عکس‌های روز، رنگ و جزئیات قابل قبولی دارن و هماهنگی کلیشون با دوربین اصلی خوبه. ولی وقتی خروجی‌ها رو با دقت بیشتری نگاه می‌کنید، برتری دوربین اصلی و تله‌فوتو مشخص میشه. در گوشه‌های تصویر هم باید انتظار کشیدگی معمول لنزهای خیلی عریض رو داشته باشید.

در شب، جزئیات کمتر میشه و پردازش حذف نویز بخشی از بافت‌ها رو نرم می‌کنه. فیلم‌برداری اولتراواید هم در نور کم، نسبت به دو دوربین دیگه افت بیشتری داره. برای استفاده معمول، یک دوربین فرعی قابل اتکاست؛ اما اگه قرار باشه همه لنزها به یک اندازه ممتاز باشن، این قسمت فاصله داره. فوکوس خودکار و عکاسی ماکرو از فاصله حدود ۵ سانتی‌متر هم به کاربردهاش اضافه می‌کنن.

پرتره و سلفی؛ قدرت پشت گوشی به جلو منتقل نشده

پرتره با دوربین‌های پشت، یکی از قسمت‌های جذاب شیائومی 17 اولتراست. برای سوژه انسانی و پس‌زمینه‌های معمول، جداسازی خوب انجام میشه و محوشدگی پس‌زمینه ظاهر طبیعی و خوشایندی داره. در سوژه‌های پیچیده‌تر مثل حیوانات و موهای ریز، هنوز خطاهای نرم‌افزاری ممکنه دیده بشن.

رنگ پوست هم همیشه کاملاً خنثی نمی‌مونه. پردازش می‌تونه صورت رو روشن‌تر از واقعیت نشون بده؛ بنابراین، اگه ظاهر کاملاً طبیعی پوست براتون مهمه، بهتره تنظیمات زیباسازی و نتیجه پروفایل‌های مختلف رو بررسی کنید.

دوربین سلفی این بار به ۵۰ مگاپیکسل رسیده و فوکوس خودکار هم داره. از نظر سخت‌افزاری، نسبت به دوربین ۳۲ مگاپیکسلی نسل قبل پیشرفت کرده؛ اما بیشتر شدن عدد مگاپیکسل به‌تنهایی تضمین‌کننده خروجی بهتر نیست. در بعضی شرایط، عکس‌ها قابل قبول و خوش‌رنگن، ولی محوشدگی بافت صورت و افت جزئیات هم دیده میشه.

فیلم سلفی حساسیت بیشتری به شرایط نور داره. آسمون روشن پشت سر ممکنه بیش از حد نور بگیره و در شب هم کیفیت، هم‌سطح دوربین اصلی پشت نیست. اگه بخش زیادی از تولید محتوای شما صحبت کردن روبه‌روی دوربین جلوئه، این گوشی صرفاً به خاطر قدرت دوربین‌های پشت، انتخاب بی‌چون‌وچرایی براتون نیست.

فیلم‌برداری؛ امکانات حرفه‌ای با چند محدودیت واقعی

شیائومی 17 اولترا فیلم‌برداری 8K با ۳۰ فریم و روی دوربین‌های اصلی و تله‌فوتو، 4K تا ۱۲۰ فریم رو ارائه میده. ضبط Dolby Vision و Log هم برای کسی که با رنگ و تدوین ویدئو کار می‌کنه، قابلیت‌های جذابی هستن. سلفی هم در حالت معمول، ضبط 4K تا ۶۰ فریم رو پشتیبانی می‌کنه.

در فیلم‌های 4K با ۳۰ فریم دوربین اصلی، وضوح و رنگ‌ها خوبن و فوکوس، نرم و دقیق جابه‌جا میشه. توی شب هم خروجی تمیز و قابل استفاده می‌مونه. لرزش‌گیری در حد یک پرچمداره، ولی هنگام حرکت‌های سریع، بعضی تکان‌های ریز همچنان دیده میشن و همه حالت‌ها کاملاً بی‌نقص نیستن.

تله‌فوتو برای فیلم گرفتن از سوژه‌های دورتر هم عملکرد خوبی داره و لرزش‌گیرش کمک می‌کنه کادر قابل کنترل بمونه. تغییر فاصله کانونی در بازه اپتیکال جذابه، ولی موقع حرکت و زوم همزمان، ممکنه جابه‌جایی‌های ریز داخل تصویر دیده بشه. در اولتراواید هم تغییر وایت‌بالانس و افت کیفیت شب، از محدودیت‌های مهم‌تره.

میکروفون‌های خود گوشی برای استفاده معمول جواب میدن، اما برای ضبط گفتار در پروژه جدی، میکروفون خارجی می‌تونه نتیجه بهتری بده. همین نکته نشون میده که داشتن سنسورهای قوی و رزولوشن بالا، به‌تنهایی همه نیازهای تولید محتوا رو پوشش نمیده.

حلقه دوربین نسخه لایکا؛ جذاب، قابل تنظیم و گاهی دست‌وپاگیر

حلقه دور ماژول نسخه لایکا واقعاً می‌چرخه و با بازخورد لرزشی، حس یک کنترل پله‌دار رو شبیه‌سازی می‌کنه. می‌تونید با چرخوندنش دوربین رو باز کنید و داخل حالت‌های مختلف، کار متفاوتی بهش بدید؛ از زوم و جبران نوردهی گرفته تا فوکوس دستی، سرعت شاتر، وایت‌بالانس و تنظیم محوشدگی در پرتره.

در حالت پرتره، تغییر عدد دیافراگم برای تنظیم شدت محوشدگی، یک کنترل نرم‌افزاریه. این کار رو نباید با باز و بسته شدن واقعی دیافراگم لنز اشتباه بگیرید. خود حلقه هم یک ابزار کنترلیه؛ زوم مکانیکی داخل تله‌فوتو، در نسخه معمولی هم وجود داره و وابسته به داشتن حلقه نیست.

حساسیت چرخش، جهت حرکت و بعضی میانبرها قابل تنظیم هستن. این امکانات، تجربه عکاسی رو جذاب‌تر می‌کنن و برای کسی که دوست داره تنظیمات رو با یک کنترل فیزیکی تغییر بده، ارزش دارن. حالت‌های اختصاصی Leica Essential هم ظاهر متفاوتی به عکس‌ها میدن و این تفاوت فقط به طراحی لوگو روی بدنه محدود نیست.

در این حالت‌ها، ظاهر الهام‌گرفته از Leica M9 برای عکس رنگی و Leica M3 برای عکس سیاه‌وسفید در دسترسه. پردازش از همون مرحله ثبت تصویر اعمال میشه و نتیجه می‌تونه کنتراست، رنگ و بافت متفاوتی داشته باشه. جذابیتش بیشتر برای عکاسی با سبک شخصیه و نباید انتظار داشته باشید هر حالت، الزاماً طبیعی‌ترین رنگ یا بیشترین دامنه دینامیکی رو بده.

با این حال، حلقه همیشه راحت‌ترین راه کنترل دوربین نیست. انگشتتون موقع چرخوندنش ممکنه وارد کادر اولتراواید بشه و برخورد اتفاقی دست هم می‌تونه دوربین رو باز کنه. برای عکاسی سریع، گاهی لمس نمایشگر ساده‌تره. در نتیجه، حلقه یک قابلیت خاص و لذت‌بخشه، ولی برای گرفتن عکس‌های خوب، ضروری نیست.

با همه این تأکید روی تجربه دوربین، دکمه شاتر اختصاصی روی خود گوشی وجود نداره. اگه گرفتن عکس با شاتر فیزیکی براتون مهمه، باید سراغ کنترل‌های کیت عکاسی جداگانه برید؛ حلقه چرخان به‌تنهایی جای یک گریپ با دکمه شاتر رو نمی‌گیره.

سخت‌افزار شیائومی 17 اولترا؛ محدودیت زیر فشار طولانی

تراشه Snapdragon 8 Elite Gen 5، رم LPDDR5X و حافظه UFS 4.1، ترکیب سخت‌افزاری این پرچمدار رو می‌سازن. مدل گلوبال با ۱۶ گیگابایت رم و حافظه ۵۱۲ گیگابایت یا یک ترابایت عرضه شده و در بازار چین، ترکیب‌های متفاوتی هم وجود دارن. برای ذخیره عکس‌های رزولوشن بالا و ویدئوهای حجیم، انتخاب ظرفیت حافظه واقعاً مهمه.

در استفاده روزمره، باز کردن برنامه‌ها، جابه‌جایی بین اپ‌ها و کار با محیط دوربین سریع انجام میشه. برای ویرایش عکس، چندوظیفگی و اجرای بازی‌های سنگین هم توان زیادی دارید. مسئله اصلی، کمبود قدرت اولیه نیست؛ حفظ همین قدرت در فشار طولانیه.

در تست نسخه چین با رام به‌روزشده، امتیاز AnTuTu نسخه ۱۱ حدود ۳.۵ میلیون بوده و در Geekbench 6، امتیاز تک‌هسته‌ای ۳۵۲۶ و چندهسته‌ای ۱۰۲۱۹ ثبت شده. این اعداد قدرت بالای دستگاه رو نشون میدن، ولی مقایسه فقط وقتی معنی داره که نسخه بنچمارک و شرایط تست یکسان باشن.

سیستم خنک‌کننده 3D Dual-Channel IceLoop برای انتقال گرمای تراشه و مجموعه دوربین طراحی شده. پخش شدن حرارت در بخش‌های مختلف بدنه کمک می‌کنه گرما فقط در یک نقطه جمع نشه؛ با این حال، داشتن سیستم خنک‌کننده پیشرفته به معنی نبود محدودیت حرارتی یا نرم‌افزاری نیست.

در آزمون‌های فشار گرافیکی نسخه چین، پایداری بالای ۶۰ درصد ثبت شده، اما رفتار پردازنده زیر فشار طولانی همچنان افت و نوسان داشته. در بازی CarX Street با بالاترین تنظیمات گرافیکی و ضبط همزمان صفحه با کیفیت بالا، اجرای اولیه نزدیک ۶۰ فریم بوده و با ادامه تست، به حدود ۴۴ فریم رسیده. این سناریو فشار زیادی ایجاد می‌کنه و نباید نتیجه‌اش رو به همه بازی‌ها تعمیم داد، ولی نشون میده صرف داشتن تراشه پرچمدار، تضمین اجرای بدون افت نیست.

در نسخه گلوبال، Genshin Impact با تنظیمات بالا نزدیک ۶۰ فریم و Call of Duty Mobile در تنظیمات گزارش‌شده، نزدیک ۱۲۰ فریم اجرا شده. در مقابل، Wuthering Waves با تنظیمات سنگین، رزولوشن خیلی بالا و قابلیت افزایش فریم، گرما و نوسان بیشتری داشته. فریم‌های تولیدشده هم با فریم‌هایی که بازی واقعاً رندر می‌کنه، یکسان نیستن.

پس شیائومی 17 اولترا برای بازی قدرت کافی داره، ولی اگه اولویت اصلی شما چند ساعت بازی سنگین و پایداری طولانیه، باید نتیجه همون بازی و همون نسخه نرم‌افزار رو بررسی کنید. پول زیادی که بابت این گوشی پرداخت می‌کنید، بیشتر با دوربین توجیه میشه و الزاماً بهترین بازده گیمینگ در برابر هزینه نیست.

نرم‌افزار شیائومی 17 اولترا؛ HyperOS روان‌تر شده، اما ریجن مهمه

شیائومی 17 اولترا در زمان عرضه با اندروید ۱۶ و HyperOS 3 وارد بازار شده. نسخه نصب‌شده روی دستگاه‌های فعلی می‌تونه با زمان خرید، منطقه عرضه و آپدیت‌های دریافت‌شده فرق داشته باشه؛ بنابراین، تجربه نرم‌افزاری رو باید همراه با نسخه رام در نظر گرفت.

انیمیشن‌ها روانن و امکانات شخصی‌سازی برای صفحه قفل، آیکون‌ها، پوشه‌ها و نمایشگر همیشه‌روشن، دستتون رو باز می‌ذارن. HyperOS در این نسل، نسبت به تجربه‌های قدیمی‌تر شیائومی پخته‌تر به نظر میاد و استفاده روزمره ازش سریع و خوشاینده. موتور لرزشی باکیفیت هم به حس کار با گوشی کمک می‌کنه.

نسخه لایکا تم و ظاهر اختصاصی خودش رو داره و این تفاوت داخل برنامه دوربین هم دیده میشه. اگه از اون طراحی خوشتون نیاد، بخش زیادی از ظاهر محیط قابل تغییره. امکانات ارتباط با دستگاه‌های دیگه هم برای جابه‌جایی فایل و بعضی کارهای مشترک کاربرد دارن، اما سازگاریشون به دستگاه مقابل، برنامه‌های لازم و منطقه بستگی داره.

یکی از ایرادهای نرم‌افزاری، وجود برنامه‌های از پیش نصب‌شده در بعضی نسخه‌هاست. برای یک گوشی با این قیمت، اینکه اول کار مجبور بشید تعدادی برنامه اضافی رو حذف کنید، حس ایدئالی نمیده. اگه از اکوسیستم سامسونگ یا اپل میاید هم ممکنه برای عادت کردن به تنظیمات و ساختار HyperOS کمی زمان لازم داشته باشید.

در نسخه گلوبال، امکاناتی مثل Gemini، Circle to Search و قابلیت‌های هوش مصنوعی شیائومی در نظر گرفته شدن، ولی همه قابلیت‌ها در تمام زبان‌ها و مناطق یکسان نیستن. رام چین رو هم نباید از نظر سرویس‌ها و تنظیمات، معادل دقیق گلوبال حساب کنید. برای بازار ایران، این تفاوت می‌تونه از بعضی اختلاف‌های جزئی سخت‌افزاری مهم‌تر باشه.

 

اسپیکر Xiaomi 17 Ultra؛ متناسب با یک پرچمدار

دو اسپیکر استریو، صدای گوشی رو پخش می‌کنن و کیفیت کلیشون بالاست. تفکیک صدا خوبه، گفتار واضح شنیده میشه و بیس هم برای اسپیکر یک موبایل، حضور قابل قبولی داره. برای تماشای فیلم و بازی، ترکیب این صدا با نمایشگر بزرگ، تجربه لذت‌بخشی می‌سازه.

نباید صرفاً بلندی صدا رو معیار کیفیت قرار بدیم. در بعضی مقایسه‌ها، خروجی متعادل‌تر از قبل بوده، بدون اینکه الزاماً بلندترین صدا رو داشته باشه. پشتیبانی از Dolby Atmos هم در دسترسه؛ ولی نتیجه نهایی به محتوا و تنظیمات انتخابی شما بستگی داره.

آیا گوشی شیائومی 17 اولترا ارزش خرید دارد؟

شیائومی 17 اولترا از نظر خود محصول، یک پرچمدار جذاب و قابل احترامه. دوربین اصلی با سنسور بزرگ، تله‌فوتوی ۲۰۰ مگاپیکسلی با زوم اپتیکال متغیر، باتری بهتر از نسل قبل و سخت‌افزار قدرتمند، دلایل واقعی برای انتخابش هستن. نسخه لایکا هم برای کسی که از خودِ فرایند عکاسی لذت می‌بره، تجربه متفاوت‌تری می‌سازه.

ولی توی بازار ایران، تصمیم فقط به همین امکانات ختم نمیشه. در محدوده قیمتی حدود ۵۰۰ تا ۶۰۰ میلیون تومن برای بعضی نسخه‌های رجیسترشده ۵۱۲ گیگابایتی و یک ترابایتی در مهر ۱۴۰۵، این گوشی وارد محدوده‌ای شده که خریدارها خیلی جدی سراغ آیفون و پرچمدارهای سامسونگ هم میرن. عدد دقیق با نسخه، حافظه، موجودی و شرایط فروش تغییر می‌کنه و نباید همه مدل‌ها رو با یک قیمت واحد حساب کرد.

برای دیدن وضعیت مدل‌های دیگه این برند و مقایسه گزینه‌ها، می‌تونید به صفحه لیست قیمت گوشی شیائومی سر بزنید.

مسئله مهم‌تر، فروش دوباره‌ست. مدل‌های اولترای شیائومی در ایران بازار محدودتری دارن و پیدا کردن خریدار براشون می‌تونه سخت‌تر از گوشی‌های پرطرفدار سامسونگ و اپل باشه. این به معنی غیرممکن بودن فروش نیست، ولی اگه مرتب گوشی عوض می‌کنید یا نقد شدن سریع دستگاه براتون مهمه، باید این نکته رو جدی بگیرید.

نسخه لایکا هم از نظر ارزش خرید، به سلیقه شما وابسته‌تره. اگه حلقه کنترلی، طراحی ویژه و لوازم جانبی رو واقعاً استفاده می‌کنید، هزینه اضافه می‌تونه براتون معنا داشته باشه. اگه فقط خروجی خوب دوربین رو می‌خواید، نسخه معمولی هم بخش اصلی همین توانایی‌ها رو داره و لازم نیست صرفاً برای لوگو و حلقه، هزینه بیشتری بدید.

برای صاحب شیائومی 15 اولترا، باتری بهتر و تجربه جدید تله‌فوتو دلایل قابل بررسی برای ارتقان؛ اما اگه از گوشی فعلی راضی هستید، هزینه بالای تعویض رو باید کنار همین تغییرات بذارید. برای کسی که دوربین جلو، فیلم‌برداری سلفی یا بازی طولانی اولویت اصلیشه هم نقاط قوت این مدل الزاماً با نیازش هم‌جهت نیستن.

در نهایت، شیائومی 17 اولترا برای عاشق عکاسی با موبایل و طرفدار جدی شیائومی، می‌تونه یک انتخاب خاص و رضایت‌بخش باشه؛ به‌خصوص اگه قصد دارید مدت زیادی نگهش دارید. ولی با قیمت فعلی، برای بیشتر خریدارهای بازار ایران انتخاب عمومی و کم‌دردسری نیست. باید دقیقاً بدونید بابت کدوم ویژگی پول می‌دید و محدودیت بازار دست‌دومش رو هم پذیرفته باشید.


نویسنده : سجاد یوسفی
تاریخ انتشار 2 ساعت پیش
تعداد نظرات : 0
5/ 4

نوشتن دیدگاه جدید
نظر خود را بنویسید